اختلالات

کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی

اختلال هماهنگی رشدی (DCD) چیز جدیدی نیست. در طول قرن ها اصطلاحات متفاوتی برای توصیف کودکان با تصور غالب از مشکلات حرکتی استفاده شده است.

مقدمه ای از اختلال هماهنگی رشدی

اختلال هماهنگی رشد (DCD) چیز جدیدی نیست. در طول قرن ها اصطلاحات متفاوتی برای توصیف کودکانی مشکلات حرکتی استفاده شده است و این اختلال مبتنی بر شکست در کسب مهارت در حرکات بزرگ و خوب تعریف می شود و همچنین بر اساس اختلال یادگیری عمومی کودکان مبتلا به این اختلال فرصتی برای به دست آوردن مهارت های حرکتی در مقایسه با همسالان خود را ندارند.

DCD اغلب یک مشکل رشدی یا تکاملی است که توسط پزشکان نادیده گرفته می شود. با این حال ، شواهد گسترده ای وجود دارد که نشان می دهد این مشکلات می توانند تأثیر قابل توجهی بر زندگی کودکان داشته باشند زیرا آنها برای برنامه ریزی و سازماندهی خود تلاش می کنند. آنها معمولاً کودک را هم در مدرسه و هم در خانه تحت تأثیر قرار می دهند و در مقایسه با کودکان مسن مشابهی که این مهارت ها را با تلاش اندک به دست می آورند ، متضاد است.

در سال ۱۹۲۵ ، دوپر و دیگران به محرک ناتوان کننده (نقص حرکتی) اشاره کردند. به نظر می رسد که دست و پا چلفتی واژه ای تحقیرآمیزتر است و اولین بار توسط اورتون برای توصیف گروهی از کودکان مبتلا به مشکلات حرکتی به کار رفت. مطالعات پیشگام در دهه ۱۹۶۰ شروع به اثرگذاری کرد.

در سال ۱۹۶۲ ، اولین مقاله در مورد بچه های دست و پا چلفتی در مجله پزشکی بریتانیا (بدون نویسنده ذکر شده) ظاهر شد و به مقاله قبلی در دهه ۱۹۴۰ توسط آنل اشاره کرد که کودک دست و پا چلفتی را چنین توصیف کرده بود:

” … در حرکات ناجور ، در بازیها ضعیف ، در رقص و ژیمناستیک ناامید کننده است ، نویسنده ای بد و در تمرکز نقص دارد. او بی توجه است ، نمی تواند آرام بنشیند ، بند کفش خود را باز می گذارد ، دکمه ها را اشتباه می‌بندد، با مبلمان برخورد می کند ، ظروف شیشه ای را می شکند ، از صندلی خود می لغزد ، پاهایش را به میز می کوبد و شاید بد می خواند.”

امروزه دیسپراکسی (dyspraxia) رایج ترین واژه در انگلستان است که تعاریف متفاوتی دارد. اما اخیرا ، DCD واژه‌ی رسمی و به طور گسترده بین المللی برای توصیف این کودکان است. افزایش علاقه به این کودکان ، هم در تحقیقات آکادمیک و هم در آزمایشات بالینی، منجر به درک بیشتر شناخت ، مدیریت و تأثیر بلندمدت بر کودک و خانواده می شود.

کودکان چگونه شناسایی و طبقه بندی می شوند؟

انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) و سازمان بهداشت جهانی  (WHO) هر دو دارای معیارهای جامع و منحصر به فرد در تعریف هستند.

 معیارهای فراگیر برای APA عبارتند از: اختلال در رشد هماهنگی حرکتی که می‌تواند با تاخیر در مراحل مهم مانند ایستادن و راه رفتن آشکار شود. عملکرد ضعیف در فعالیت های ورزشی ؛ و دستخط نامرتب.

 این اختلال منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی و/ یا فعالیت های زندگی روزمره می شود.

معیارهای اختصاصی، اختلال ناشی از مشکلات پزشکی عمومی مانند فلج مغزی یا اختلال فراگیر رشدی است.

علاوه بر این ، اگر عقب ماندگی ذهنی (مشکل یادگیری) وجود داشته باشد ، مشکلات حرکتی بیشتر از آن  چیزی است که معمولاً با آن ارتباط دارند.

تعریف WHO با تعریف APA همپوشانی دارد و یادآور می‌شود که در یک آزمون استاندارد شده اختلال حرکتی، یک کودک دو انحراف استاندارد کمتر از میانگین همراه با تداخل با عملکرد تحصیلی و/یا فعالیت‌های روزمره زندگی می‌کند و همچنین اشاره می کند که هیچ اختلال عصبی قابل تشخیصی نباید وجود داشته باشد و افراد با ضریب هوشی زیر ۷۰ را مستثنی می کند.

علیرغم راهنمایی های ارائه شده توسط APA و WHO ، هنوز تعدادی از مسائل پیرامون شناسایی و تعاریف وجود دارد. توصیه WHO مبنی بر حذف افراد با ضریب هوشی ۷۰ و کمتر از تعریف رسمی ، موردی است که اکثر پزشکان و محققان با آن موافق هستند.

ویژگی ها: آیا این یک سندرم واحد است؟

مسأله شرایط همزمان موضوعی است که بحث های زیادی را برانگیخته است. شواهد تعدادی از محققان، همپوشانی DCD را با سایر اختلالات عصبی رشدی یا تکاملی نشان داده است. به عنوان مثال ، در مطالعه جمعیت کانادایی ، ۲۳ درصد از کودکان علائم DCD را نشان دادند ، ۸ درصد معیارهای اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) را رعایت کردند و ۱۹ درصد آنها به عنوان خوانش پریشی طبقه بندی شدند.

تقریباً ۲۵٪ از کودکان مبتلا هر سه را داشتند ، در حالی که ۱۰٪ دارای ADHD و DCD و ۲۲٪ دارای نارساخوانی و DCD بودند. گیلبرگ همچنین مدل DAMP (نقص توجه ، حرکتی و ادراک) را توصیف کرد که در آن ۴۰٪ همپوشانی ADHD و DCD شرح داده شد.

اخیراً خلاصه های دیگری که بر همپوشانی با سایر شرایط تاکید دارد ، منتشر شده است. از جمله کارهای ادیب و کربی ، که هر دو ارتباط بین مشکلات حرکتی و سندرم بیش فعالی را نشان داده اند.

در سالهای اخیر همپوشانی DCD با سایر شرایط نشان داده شده است:

خواندن ، توجه و نقص حرکتی اجتماعی و عاطفی و رفتاری ، اضطراب و افسردگی اختلال در گفتار و زبان، اختلال اجتماعی و ارتباطی. با این حال ، تصور بالینی در حال حاضر این است که کودکان مبتلا به مشکلات حرکتی معمولاً به درمانگران کار، فیزیوتراپیست ها و متخصصان اطفال مراجعه می‌کنند و روان پزشکان کمتر از DCD اطلاع دارند، اگرچه درصد زیادی از کودکانی که در کلینیک های ADHD به آنها مراجعه می کنند با مشکلات حرکتی روبرو خواهند شد و بر زندگی روزمره آنها تأثیر می گذارد.

اخیراً مشکلات حرکتی بیشتری در کودکان مبتلا به ADHD  در مواردی که اختلالات همزمان وجود داشته باشد، نشان داده شده است. آنها حتی پیشنهاد می کنند که ADHD نباید به عنوان یک اختلال جدا بلکه به عنوان یک اختلال وابسته تلقی شود ، همانطور که در سندرم آسپرگر دیده می‌شود.

این امر نیاز به طراحی ارائه ای را در نظر می گیرد که تصور همپوشانی اختلالات رشدی را در نظر بگیرد و نه تقسیم بندی خدمات موجود که معمولاً وجود دارد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که در دستورالعمل های بالینی اروپا برای ADHD ،  DCD به عنوان یکی از اختلالات همراه مشخص شده است و در آن آمده است که “اگر تداخل قابل توجهی در پیشرفت های تحصیلی یا فعالیت های زندگی روزمره مشاهده شود ، به نظر می رسد درمان با محرک ها نشان داد.’

تاثیر DCD در کوتاه مدت و بلند مدت

تا اوایل دهه ۱۹۹۰ این دیدگاه وجود داشت که کودکان مبتلا به DCD با این وضعیت “بزرگ شده” بودند. هال در مقاله ای به بررسی نیاز به علت دست و پا چلفتی مربوط به “انگیزه و آموزش خوب” پرداخت و به عوامل بیرونی و موثر بر جوانان اشاره کرد.

وی اظهار داشت: “به نظر می رسد مشکلات حرکتی در سنین نوجوانی برطرف می شود ، اگرچه ممکن است تحت استرس یادگیری مهارت های حرکتی جدید ظاهر شوند.”

“… ما به بیماران خود خدمات درمانی با درماندگی ناشی از بیماری انجام نمی دهیم. تنها با استثنائات نادر ، دست و پا چلفتی یک کمبود استعداد است و مانند سایر ناتوانی های یادگیری در درجه اول یک مشکل آموزشی است.”

نیاز به دور شدن از یک مدل پزشکی محدودتر به یک مدل آموزشی-زیستی-اجتماعی وسیع تر ، هنگام در نظر گرفتن دیدگاه بلندمدت تری از این اختلال ضروری است.

کودکان مبتلا به DCD از مشکلات خود بی تأثیر نیستند و گزارش شده است که عزت نفس پایین تری دارند. مطالعات انجام شده در DCD نشان داده است که کودکان خود را نه تنها در زمینه بازی های بدنی (شایستگی ورزشی) بلکه در چندین حوزه دیگر از جمله ظاهر فیزیکی و پذیرش اجتماعی ، نسبت به همسالان خود از شایستگی کمتری برخوردارند. در این تحقیقات نشان داده شده است که نوجوانان مبتلا به DCD علائم روانپزشکی اعم از اختلالات خلقی و اضطرابی گرفته تا منفی گرایی و کناره گیری اجتماعی.

به طور خاص ، به نظر می رسد همپوشانی با ADHD پیش آگهی طولانی مدت بدتری دارد. مطالعات طولانی مدت بر روی افراد نشان داده است که افرادی که دارای این تصویر مختلط هستند در بزرگسالی همچنان با مشکلات بیشتری روبرو هستند. اختلالات اضطرابی (ADDs) گروه مختلط ، و پیامدهای ضعیف در موارد. این شامل ADD ها ، اختلالات شخصیت مرزی ، منفی گرایی و کناره گیری اجتماعی و میزان بالاتر افسردگی و خطر خودکشی بود.

 

همچنین نشان داده شده است که کودکان مبتلا به DCD نسبت به کودکان در جمعیت عمومی بیشتر از مشکلات بهداشتی رنج می برند. مطالعه ۱۰ ساله پیگیری Losse’s33 نیز نتیجه متغیر برای کودکان مبتلا به DCD را برجسته کرد. این مطالعه نشان داد که ۷۳ children از کودکان اصلی که “دست و پا چلفتی” توصیف می شوند ، در مقایسه با گروه کنترل سن “فقیر” یا “بسیار فقیر” باقی مانده اند. مطالعه کانتل ۳۴ در افراد ۱۵-۱۷ ساله را مورد بررسی قرار داد و نشان داد ۶۵ درصد از آنها در هماهنگی حرکتی با مشکل روبرو هستند.

درک هویت شناسی

در سالهای اخیر علاقه مجدداً در مورد علت شناسی زمینه ای افزایش یافته است. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی ، مطالعات ژنتیکی و تجزیه و تحلیل سینماتیکی بهبود یافته منجر به درک بیشتر در سالهای آینده خواهد شد – مشابه کاری که در زمینه های موازی نارساخوانی و بیش فعالی انجام می شود. رویکرد مدل سازی علی مورتون با در نظر گرفتن سطوح زیستی ، شناختی و رفتاری ممکن است یک چارچوب مفهومی باشد که هنگام انجام تحقیقات و برای درک بیشتر در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر یک مطالعه ژنی برای بررسی ژنهای مرتبط با DCD در حال انجام است. با این حال ، مانند ADHD و سایر اختلالات رشدی ، یک فنوتیپ تنها بسیار محتمل است و هر ژنی که شناسایی شود ممکن است از نظر اثر و قدرت متفاوت باشد.

کودکان چگونه ارزیابی می شوند؟

کودکان مبتلا به DCD به طرق مختلف ارزیابی می شوند ، اما در حال حاضر هیچ ابزار ارزیابی استاندارد طلا مناسب و هیچ وسیله ای که از کودک به بزرگسالی برود وجود ندارد. در بسیاری از کشورها ، به استثنای قابل توجه ایالات متحده ، جنبش ABC Battery36 پرکاربردترین ابزار است و شامل یک آزمون استاندارد مرجع استاندارد ، به علاوه یک چک لیست مرجع معیار است. با این حال ، ابزارهای دیگر مانند تست مهارت برونینکس-اوسرتسکی ۳۷ با اشکال مختلف ارزیابی بر اساس معیارهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند. وقتی مطالعات تحقیقی نقل می شود ، اغلب مقایسه یافته ها دشوار است زیرا گروه های جمعیتی به روش های مختلف انتخاب می شوند ، که منجر به عدم ثبات در نتیجه گیری هایی می شود که می توان برای مثال از مطالعات مداخله ای گرفت.

شیوع DCD چیست؟

رایت و سوگدن از یک رویکرد دو مرحله ای برای ارزیابی با استفاده از Movement ABC Battery36 به عنوان معیار استاندارد برای نقص حرکتی و چک لیست Movement ABC به عنوان راهنمای بررسی تأثیرات بر زندگی روزمره حمایت کردند. با استفاده از این روش ، آنها دریافتند که میزان شیوع در مدارس ابتدایی اصلی ۴-۵ درصد است. بدیهی است که شیوع به طور مستقیم با نحوه استفاده از ارزیابی و ایجاد نقاط قطع ارتباط دارد و APA رقمی در حدود ۶٪ برای محدوده سنی ۵ تا ۱۱ سال را نشان می دهد. تفاوتهای جنسیتی در موارد متعددی مورد بررسی قرار گرفته است و اجماع بر این است که این بیماری در پسران بیشتر از دختران شایع است و تخمین ها از تفاوت کوچک تا سه یا چهار تا یک است.

در مورد مداخله چه می دانیم؟

به طور کلی ، تحقیقات در مورد پیشرفت در کودکان مبتلا به DCD به این نتیجه می رسد که بدون مداخله ، اکثر کودکان از این بیماری پیشی نمی گیرند. ۲۵،۳۳،۳۴،۴۰ سایر اختلالات رشدی مانند نارساخوانی ، ADHD و اختلال طیف اوتیسم ، نیاز به مطالعات طولی در این زمینه کاری را برجسته می کند. مجموعه ای از ادبیات وجود دارد که می تواند به موفقیت در مداخله اشاره کند.

فرآیند گرا دارای گستردگی وسیعی است که معمولاً توسط متخصصان بهداشت (به عنوان مثال کاردرمانگران یا فیزیوتراپیست ها) اجرا می شود و شامل روش هایی مانند درمان ادغام حسی می شود. هدف آنها این است که فرایند یا فرایندهای اساسی را که در آن کودک به طور مناسب رشد نکرده است و برای عملکرد موفق و کسب مهارتهای حرکتی ضروری تلقی می شود ، مشخص کنند. بنابراین ، به عنوان مثال ، مداخله با هدف بهبود عملکرد حرکتی کودک با هدف انتقال این به عملکرد چندین مهارت حرکتی انجام می شود.

رویکردهای وظیفه گرا از طیف وسیعی از روش ها استفاده می کنند اما همه آنها بر خود وظایف متمرکز هستند. مجموعه قابل توجهی از اینها شامل روشهایی است که به آن روشهای شناختی گفته می شود و موفقیت با استفاده از این روش در طیف وسیعی از کودکان به دست آمده است. اساس این رویکردها تعامل بین منابع کودک ، وظیفه ای است که باید آموخته شود و زمینه ای که در آن تنظیم شده است. این وظیفه که اغلب از طریق مشورت با والدین و کودک تعیین می شود ، به طور مستقیم آموزش داده می شود ، گاهی اوقات به اجزای اصلی تقسیم می شود. توسط متخصصان اطفال که خدمات کودکان را اداره می کنند اجرا شود.

مانند اختلالات طیف اوتیسم ، DCD به عنوان یک اختلال ابعادی در نظر گرفته می شود و نه یک اختلال طبقه ای. به همین دلیل ، پزشکان تعدادی از زمینه ها که با کودکانی که دارای انواع اختلالات رشدی هستند کار می کنند ، باید به طور معمول در مورد مشکلات حرکتی همراه با اختلالات اجتماعی و ارتباطی ، توجه و زبان تحقیق کنند. این کار باید قبل از ورود به خدمات انجام شود تا اطمینان حاصل شود که کودک تمام نیازهای خود را برآورده می کند و مانند آنچه معمولاً در مورد کودکانی که با مشکلات توجه و تمرکز مواجه می شوند ، تنها یک جنبه اتفاق نمی افتد. اگر این کار انجام نشود ، ممکن است زمان و پول در کودکانی که از خدمات به سرویس منتقل می شوند ، هدر رود.

تحقیقات بیشتری برای به دست آوردن درک بیشتر از انواع مختلف یا افراد مختلف ، و چگونگی تعیین بیشتر روش های درمانی برای این گروه ها در مقایسه با کل ، مانند ADHD انجام می شود.

جهت گیری آینده و چالش ها

در انگلستان ، مانند بسیاری از کشورهای دیگر در چند سال گذشته ، آگاهی والدین از DCD افزایش یافته است. این امر همچنین منجر به افزایش تقاضا برای خدمات موجود شده است. بیانیه اجماع اخیر توسط متخصصان از طیف وسیعی از رشته ها از جمله بهداشت ، آموزش و روانشناسی در انگلستان تهیه شده است و پس از مجموعه ای از جلسات با بودجه ESRC ارائه شده است. این از http: www.dcd-uk.org48 در دسترس است

نیاز به آزمایشات تصادفی و کنترل شده با مقایسه مدلهای مداخله مرحله بعدی آشکار است. با این حال ، یک نقطه شروع برای پزشکان این است که اطمینان حاصل کنند که تحقیقات اولیه نه تنها طیف رشد را بررسی می کند بلکه روشی را برای آزمایش بیماران ارائه می دهد ، به طوری که کسانی که دارای پیچیدگی های پیچیده هستند در انتظار حمایت یا درمان برای چندین بار نشسته اند. سال ها. همکاری مشترک با پزشکان اطفال ، روانپزشکان کودکان و نوجوانان و متخصصان بهداشت و درمان برای ارتقاء کارایی و کارآیی ضروری است.

مهم است که از روشهای مختلف استفاده کنید ، به عنوان مثال. آموزش والدین که در مراقبت از کودکان مبتلا به آسپرگر موفقیت آمیز بوده است .۴۹ این رویکرد در حال استفاده است. ظهور چارچوب ارزیابی مشترک ممکن است باعث حرکت به سمت شروع اصطلاحات مشترک شود و این ممکن است راهی بالقوه برای پیشرفت باشد.

منبع

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
error: اخطار: مطالب این سایت محافظت شده است !!