اختلالات

مقدمه ای بر اختلالات

همه ما در طول روز با مشکلاتی مواجه می شویم که در نگاه اول و بر حسب عادت اسم بیماری یا اختلال بر آن می گذاریم. این در حالی است که همه حالت های ما تعریف اختلال را شامل نمی شوند. به عنوان مثال اغلب ما در طول روز هیجان هایی مثل ترس و اضطراب را تجربه می کنیم، در موقعیت های دشوار درمانده می شویم و احساس خستگی خودمان را به صورت کلیشه ای افسردگی می نامیم، اما آیا واقعا همه احساسات منفی ما را می توان تحت عنوان اختلال معرفی کرد؟

قاعدتا خیر، چرا که همه نشانه های بالینی به منظور این که در دایره اختلال بودن بگنجند باید دو ویژگی بسیار اساسی را در بر گیرند، اول اینکه علامت های تجربه شده باید به قدری شدید باشند که فرد را آزار دهند، در اصطلاح علمی باید منجر به پریشانی شوند، دوم اینکه علامت ها باید منجر به بدکارکردی در زندگی روزمره شوند یعنی اینکه فرد دیگر قادر به انجام دادن کارهایش نباشد.

کسی که احساس افسردگی دارد اما می تواند زندگی خود را به شکل هدفمند و سودمندی پیش ببرد، قطعا تشخیص افسردگی نخواهد گرفت، اما اگر کسی خلق پایین را تجربه کند، نمی تواند از زندگی و مواردی که در گذشته باعث لذتش میشد، لذت ببرد و کارهای روزمره خود را رها کند احتمالا در صورت انجام ارزیابی بالینی، تشخیص افسردگی خواهد گرفت.

باید توجه داشته باشیم که میزان توجه ما به احساساتمان به اندازه معمول باشد، همه نشانه های منفی که تجربه می کنیم را بزرگنمایی نکنیم و در نقش بیمار فرو نرویم، و در مقابل همه نشانه ها را کوچک نمایی نکنیم و اصطلاحا پشت گوش نیاندازیم و این ادعا را نداشته باشیم که همه دنیا و همه آدم ها مشکلاتی دارند غیر از ما.

نویسنده: دکتر نادر اباذری

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
error: اخطار: مطالب این سایت محافظت شده است !!