روانشناسی بالینی

تلقین پذیری چیست؟

تلقین پذیری

می تواند انواع گوناگونی از جمله تلقین کلامی، تلقین فکری، تلقین شنیداری، تلقین دیداری، تلقین نوشتاری، تلقین مستقیم، تلقین غیر مستقیم داشته باشد (کمپل، 2001). تلقین پذیری تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد از جمله عواملی که می توانند سطح تلقین پذیری را تحت تاثیر قرار دهند، عزت نفس، اعتماد به نفس، زمینه های زیستی، مطلوبیت اجتماعی و خودتنظیم گری می باشد (کاردن[1] و همکاران، 1998).

در پژوهش های متمرکز بر شخصیت نشان داده شده است که هر چقدر که شاخص روان رنجورخویی بالاتر باشد، سطح تلقین پذیری افزایش معنی داری پیدا می کند، و سطح روان رنجورخویی در دو گروه زنان و مردان از جمله شاخص هایی بوده است که تفاوت معنی داری را نشان داده است (هابر[2] و همکاران، 2014، پیفر و همکاران، 2000).

تجربه بدرفتاری در دوران کودکی، سواستفاده جسمی، جنسی و عاطفی در دوره های ابتدایی رشدی، مورد انتقاد قرار گرفتن به طور مداوم، زندگی در وضعیتی سخت گیرانه و عدم حمایت ادراک شده اجتماعی به خصوص از طرف مراقبت کننده های اصلی می توانند سطح تلقین پذیری را بالاتر ببرند (هابر و همکاران، 2014).

به نظر می رسد سطح تلقین پذیری می تواند در موقعیت های مختلف انعطاف پذیری حافظه را متاثر سازد، به طوری که افرادی که دارای سطح تلقین پذیری بالاتری باشند، در موقعیت های خاصی، توجه انتخابی بروز داده و خاطراتی را به یاد می آورند که تایید کننده تلقین ارائه شده باشد، لازم به ذکر است که این خاطرات همیشه با واقعیت تناسبی ندارد و گاهی افسانه بافی می تواند خاطرات کاذبی را به وجود آورد (پیفر و همکاران، 2000).

در پژوهش نشان داده شده است

که تفاوت های معنی داری بین زنان و مردان در سطح تلقین پذیری وجود دارد (پیفر[3] و همکاران، 2000). همچنین در مطالعه دیگری گزارش شده است که، سطح تلقین پذیری در این دسته از زنان به طور معنی داری بیش از زنانی بوده است که در گروه دچار اختلالات روانپزشکی قرار داشتند (پیفر و همکاران، 2000). در پژوهشی نشان داده شده است که به طور کلی از سن 17 تا 40 سالگی سطح تلقین پذیری یا ثابت می ماند و یا کاهش پیدا می کند، این در حالی است که میانگین سطح تلقین پذیری در همین بازه سنی می تواند به طور معنی داری افزایش داشته باشد (فورنکس[4]، 1961).

پژوهشی در مورد زنان نشان داده است که نشانه های بدنی زنان به طور معنی داری تحت تاثیر سطح تلقین پذیری آن ها قرار دارد، بدین ترتیب که هر چقدر که زنان سطح بالاتری از تلقین پذیری را داشته باشند، نشانه های جسمانی متعدد و شدیدتری را بروز می دهند، به عنوان مثال گزارش شده است که سطح خستگی و احساس ناتوانی در زنان را می توان با استفاده از سطح تلقین پذیری پیش بینی کرد (کاردن و همکاران،1998).

از جمله آسیب های برآمده از سطح بالای تلقین پذیری در زنان این است که آن ها را در قبال انفعال در مواجهه با رویدادها آسیب پذیر می کند، به طوری که زنانی که سطح بالاتری از تلقین پذیری را داشته باشند، به احتمال بیشتری در مواجهه با رویدادهای تنش زا منفعلانه برخورد می کنند و انتظار می کشند که رویدادها فرآیند طبیعی خودشان را طی کنند (شوبه[5] و همکاران، 2002). هر چقدر که سطح اضطراب تجربه شده در افراد بیشتر باشد احتمال افزایش سطح تلقین پذیری بیشتر می شود، و هر چقدر که سطح تلقین پذیری افزایش پیدا کند، خودانگاره فرد با شدت بیشتری تضعیف خواهد شد (کاریش[6] و همکاران، 2017).

از دیگر تاثیراتی که سطح تلقین پذیری بالا دارد این است که افرادی که دارای سطح بالاتری از تلقین پذیری باشند، با سرعت بیشتری شرطی می شوند و شرطی زدایی کردن رفتارهای شکل دهی شده با دشواری بیشتری صورت می گیرد، به عنوان مثال زنانی که از درد مزمن رنج می برند، حتی پس از بهبود درد، ناتوانی کارکردی را تا مدت ها بعد از درمان تجربه می کنند و ترس از حرکت در این افراد شدیدتر از گروه با سطح تلقین پذیری پایین می باشد (کاریش و همکاران، 2017). به علاوه، سطح بالای تلقین پذیری موجب می شود تا تجربه عاطفه منفی در زنان بیشتر شود و به تبع عاطفه منفی، خاطرات منفی نیز بیشتر و واضح تر یادآوری می شوند (کمپل[7]، 2001).

با توجه به نتایجی که در پژوهش ها گزارش شده است اضافه بار اطلاعاتی در مورد یک موضوع که به صورت پراکنده به سمت فرد هجوم بیاورد، سازماندهی شناختی از بین می رود و تفکر و قضاوت منطقی مختل می شود، در این حالت به صورت طبیعی مغز استرس را تجربه می کند و برانگیختگی به منظور جنگ و گریز شکل می گیرد، در ادامه مغز نزدیک ترین گزینه را برای فکر، احساس یا رفتار انتخاب می کند که در واقع تلقین های ارائه شده می باشد، و در این موقعیت با توجه به این که تلقین ها از طرف حافظه خود فرد باشند و یا از طرف اطرافیان، شخص را در خلسه هیپنوتیزمی محاوره ای فرو می برد (هابر و همکاران، 2014).

به این دلیل است که نشانه های جسمانی در زنان به طور بلندمدت تری ادامه پیدا می کنند (کمپل، 2001). باید توجه داشت که ارائه اطلاعات غلط و پراکنده، و یا عدم ارائه آموزش های لازم در مورد قاعدگی می تواند زنان را در حالت جبرانگیختگی جنگ و گریز قرار دهد که با توجه تلقین های ارائه شده، سندروم پیش از قاعدگی با شدت بیشتری تجربه می شود (کاریش و همکاران، 2017).

تلقین پذیری

 

Peiffer, L. C., & Trull, T. J. (2000). Predictors of suggestibility and false-memory production in young adult women. Journal of Personality Assessment74(3), 384-399.

Kirsch, I., & Braffman, W. (2017). Imaginative Suggestibility and. Hypnosis: Theory, Research and Application, 261.

Campbell, S. (2001). Memory, suggestibility, and social skepticism (pp. 151-73). Albany: SUNY Press.

Carden~ a, E., Alarcoón, A., Capafons, A., & Bayot, A. (1998). Effects on suggestibility of a new method of active-alert hypnosis: Alert hand. International Journal of Clinical and Experimental Hypnosis46(3), 280-294.

Huber, A., Lui, F., Duzzi, D., Pagnoni, G., & Porro, C. A. (2014). Structural and functional cerebral correlates of hypnotic suggestibility. PLoS One9(3).

Furneaux, W. D. (1961). Neuroticism, extraversion, drive, and suggestibility. International Journal of Clinical and Experimental Hypnosis9(4), 195-214.

Shobe, K. K., & Kihlstrom, J. F. (2002). Interrogative suggestibility and” memory work. Memory and suggestibility in the forensic interview, 309-327.

[1] Carden~ a, E., Alarcoón, A., Capafons, A., & Bayot, A

[2] Huber, A., Lui, F., Duzzi, D., Pagnoni, G., & Porro, C. A

[3] Peiffer, L. C., & Trull, T. J

[4] Furneaux, W. D

[5] Shobe, K. K., & Kihlstrom, J. F

[6] Kirsch, I., & Braffman, W

[7] Campbell, S

 

نویسنده: دکتر نادر اباذری

مشاهده بیشتر

دکتر مریم حسینی

دانشجوی دکتری روانشناسی عاشق روانشناسی و یادگیری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا