روانشناسی کودکان

سبک های فرزندپروری

سبک های فرزندپروری

دوره بلوغ، برای همه افراد چه دختر و چه پسر از اهمیت ویزه ای برخوردار است، چه بسا که اهمیت دوران بلوغ در دوره های رشدی دختران دارای اهمیت دو چندان می باشد، چرا که در دوران بلوغ، دختران اولین نوبت قاعدگی خود ار تجربه می کنند و در این دوران حتی اگر آموزش های قبلی در مورد قاعدگی به نوجوان ارائه شده باشد، با تنش های روانی و جسمانی شدید همراه است (لیون[1] و همکاران، 2020).

اگرچه میانگین سن شروع قاعدگی در دختران حدود یازده یا دوازده سالگی است اما به طور کلی دوران شروع قاعدگی از الگوی خانوادگی تبعیت می کند، بدین ترتیب که اگر مادر در سنین پایین تری شروع قاعدگی را تجربه کرده باشد، احتمال شروع زودرس قاعدگی در فرزند دختر نیز بیشتر می شود و همین طور برعکس اگر مادر شروع قاعدگی را در سنین بالاتری تجربه کرده باشد، احتمال تاخیر در شروع قاعدگی در فرزند دختر بیشتر می شود (کیان و همکاران، 2019).

پژوهش نشان داده است

که هر چقدر نوبت اول قاعدگی در دختران با تنش های روانی بیشتری همراه باشد، احتمال این که در نوبت های بعدی، سندروم پیش از قاعدگی به شکل شدیدی بروز پیدا کند هم بیشتر می شود، همچنین لازم به ذکر است که حدود 65% از کسانی که دچار اختلال ملال پیش از قاعدگی می شوند، شروع قاعدگی را به شکل تنش زایی تجربه کرده اند (پارا[2] و همکاران، 2019).

سبک های فرزندپروری والدین می تواند آموزش و نحوه آموزش در مورد قاعدگی، و تشن های مربوط به شروع قاعدگی را تحت تاثیر قرار دهند (چاوو[3]، 2000).

اتخاذ سبک های فرزندپروری از طریق والدین به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله عواملی که در پژوهش ها به آن ها اشاره شده است سبک فرزندپروری والدین در خانواده پدری، تاریخچه خانوادگی، فرهنگ، عرف، اعتقادات مذهبی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و سطح تحصیلات والدین می باشد (لیون و همکاران، 2020).

به طور کلی چهار نوع سبک فرزندپروری معرفی شده است (لی و همکاران، 2006):

  • سبک فرزندپروری مستبدانه:

در این روش از فرزندپروری مجموعه دقیقی از قوانین و انتظارات وجود دارد و در مقابل انتظار می رود که کودک اطاعت محض داشته باشد. در خانواده هایی که از سبک فرزندپروری مستبدانه استفاده می شود، هر گونه سرپیچی از قوانین خانواده با تنبیه رو به رو می شود (لیون و همکاران، 2020). پژوهش نشان داده است که فرزندانی که با استفاده از این روش فرزندپروری پرورش پیدا می کنند، ناسازگاری رفتاری بیشتری را تجربه می کنند، از نظر شخصیتی روان رنجورخویی بیشتری را بروز می دهند و در مقابل استرس های روزمره زندگی آسیب پذیرتر هستند.

  • سبک فرزندپروری مقتدرانه:

در این روش از فرزندپروری، والدین آگاهی بیشتری نسبت به احساسات و سطح توانمندی های کودک دارند و والدین در محدوده مشخصی از استقلال و پیشرفت های شخصی کودکان حمایت می کنند. در این نوع فرزندپروری نحوه ارتباط به شکل داد و ستد عادلانه ای صورت می پذیرد و کودکان حمایت متقابل را آموزش می بینند. این نوع روش فرزند پروری کم ترین سطح تنش را برای کودکان به همراه خواهد داشت و احتمال بروز نشانه های بالینی روانشناختی در این دسته از کودکان به طور معنی داری کم تر است.

  • سبک فرزندپروری آزادانه بر اساس مسامحه:

در این نوع فرزندپروری به دلیل سطح پایین ارتباط والدین و کودکان، آگاهی والدین از احساسات و نیازهای همه جانبه کودکان کم است و والدین همه تمرکز خود را بر تامین نیازهای زیستی کودکان می گذارند. در این نوع فرزندپروری بیشترین فاصله بین والدین و فرزندان وجود دارد. در این دسته از خانواده ها اغلب قانونی برای رعایت کردن وجود ندارد، هیچ گونه تنبیهی در مقابل سرپیچی پیش بینی نشده است و واکنش ها اغلب به صورت تکانشی صورت می پذیرند.

  • سبک فرزندپروری غیر درگیر:

در این نوع فرزندپروری، والدین حتی از نظر فیزیکی حضور کمی در خانواده دارند و اغلب در این گونه روش فرزندپروری کودکان مورد غفلت قرار می گیرند. کودکان در این نوع خانواده ها آسیب پذیری زیادی را در قبال آسیب هاب اجتماعی، آسیب های روانی، ناسازگاری، بدرفتاری تجربه می کنند. همچنین کودکان در این نوع خانواده ها اغلب دچار مشکلات عملکرد شخصی و اجتماعی، عملکرد تحصیلی و رشد روانی اجتماعی هستند.

پژوهش هایی که سلامت زنان را با توجه به سبک فرزندپروری در خانواده پدری مورد بررسی قرار داده اند، نشان داده اند که اگرچه همه سبک های فرزندپروری غیر از سبک فرزندپروری مقتدرانه، سطح بالایی از تنش را برای کودک به همراه دارند، اما به نظر می رسد بیشترین حد آسیب پذیری در قبال استرس و شکل گیری اختلالات روانشناختی در دخترانی که در خانواده های با سبک فرزندپروری مستبدانه رشد کرده اند بیشتر می باشد (کیان و همکاران، 2019).

از آنجا که تنش های زمینه ای می توانند احتمال بروز سندروم پیش از قاعدگی را تشدید نمایند و در نهایت آن را به اختلال ملال پیش از قاعدگی تبدیل کنند، به نظر می رسد زنانی که سندروم پیش از قاعگی را به طور شدیدی تجربه می کنند اغلب در خانواده هایی با سبک فرزنپروری مستبدانه رشد یافته باشند (پارا و همکاران، 2019).

در سبک های فرزندپروری آزادانه و غیر درگیر اغلب آموزشی در مورد قاعدگی به کودکان از طرف والدین ارائه نمی شود. احتمال آموزش قاعدگی در خانواده های با سبک مستبدانه وجود دارد و این در حالی است که این آموزش به خودی خود می تواند موجبات تشدید استرس در مورد قاعدگی، نگرش منفی در مورد قاعدگی و به طور کلی زنانگی را بدتر کند (لی[4] و همکاران، 2006).

از جمله نتایج آسیب زای دیگری که سبک های فرزندپروری نامناسب می توانند برای کودکان به همراه داشته باشند این است که در سبک های فرزندپروری آزادانه و غیر درگیر اغلب هیچ گونه آموزشی در مورد مهارت های اساسی زندگی، حل مسئله، روش های مقابله، تنظیم هیجان و قضاوت منطقی ارائه نمی شود. در خانواده های با سبک فرزندپروری مستبدانه نیز از آن جا که آموزش ها با رعب و وحشت و سخت گیری های بیش از اندازه همراه می شوند، اثربخشی مطلوب را به دست نمی دهند (پارا و همکاران، 2019).

 

سبک های فرزندپروری

 

Lyons, M., Brewer, G., & Carter, G. L. (2020). Dark Triad traits and preference for partner parenting styles. Personality and Individual Differences152, 109578.

Kian, F., Etemadi, O., & Bahrami, F. (2019). Exploring parenting styles of insecure Iranian mothers. Early Child Development and Care, 1-8.

Parra, Á., Sánchez-Queija, I., García-Mendoza, M. D. C., Coimbra, S., Egídio Oliveira, J., & Díez, M. (2019). Perceived Parenting Styles and Adjustment during Emerging Adulthood: A Cross-National Perspective. International journal of environmental research and public health16(15), 2757.

Chao, R. K. (2000). The parenting of immigrant Chinese and European American mothers: Relations between parenting styles, socialization goals, and parental practices. Journal of Applied Developmental Psychology21(2), 233-248.

Lee, S. M., Daniels, M. H., & Kissinger, D. B. (2006). Parental influences on adolescent adjustment: Parenting styles versus parenting practices. The Family Journal14(3), 253-259.

[1] Lyons, M., Brewer, G., & Carter, G. L

[2] Parra, Á., Sánchez-Queija, I., García-Mendoza, M. D. C., Coimbra, S., Egídio Oliveira, J., & Díez, M

[3] Chao, R. K

[4] Lee, S. M., Daniels, M. H., & Kissinger, D. B

 

نویسنده: دکتر نادر اباذری

مشاهده بیشتر

دکتر مریم حسینی

دانشجوی دکتری روانشناسی عاشق روانشناسی و یادگیری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا