مهارت ها

مهارت‌های خودتنظیم گری

خودتنظیم گری

عبارت از تلاش های فرد برای تغییر موقعیت با توجه به افکار، هیجان ها، تکانه ها، امیال، رفتارها می باشد (آرئو[1] و همکاران، 2016). به عبارت دیگر خودتنظیم گری سازه ای چند بعدی است که فرآیندهی شناختی، انگیزشی_عاطفی، اجتماعی و فیزیولوژیک تاثیرگذار بر کنترل فعال رفتارهای هدفمند را شامل می شود، به طور کلی خودتنظیم گری عبارت است از کنترل رفتار، هیجان و افکار فرد در طول پیگیری کردن یک هدف مشخص و بلند مدت. به عبارت دیگر تنظیم هیجانات، تنظیم افکار و شکل دهی به رفتارها با استفاده از مهارت های خودتنظیم گیری رخ می دهد (سرینو[2] و همکاران، 2017).

خودتنظیم گری یکی از عوامل موثر بر انواع رفتارهای عادت گونه و شرطی شدن های مکرر می باشد (گراب [3]و همکاران، 2020). خودتنظیم گری می تواند کنشوری رفتاری و تحول بهنجار کنشوری های رشدی را تحت تاثیر قرار دهد (گراب و همکاران، 2020). همچنین خودتنظیم گری می تواند تنظیم خلق، کارکردهای رفتاری، کارکردهای ارتباطی، شکل گیری و اصلاح رفتار، و در سطوح بالاتر، افسردگی، اضطراب مرضی و فکر و اقدام به خودکشی را پیش بینی نماید.

از نظر تحولی

خودتنظیم گری در مراحل رشدی اولیه ریشه دارد و به مراحل نوجوانی و بزرگسالی انتقال داده می شود، بیشترین عاملی که در شکل گیری مهارت های خودتنظیم گری اثرگذار است، یادگیری مشاهده ای اطرافیان مهم فرد و یا مراقبان اصلی او می باشد (سرینو و همکاران، 2017). در واقع خودتنظیم گری این زمینه را فراهم می کند تا بین احساس و رفتار یک توقف شناختی به وجود آید بدین ترتیب که بروز هر احساس مستقیما منجر به رفتار نمی شود و فکر ابراز رفتار را با استفاده از منطق، قضاوت، برنامه ریزی و استفاده از تجربیات قبلی تعدیل می نماید (گراب و همکاران، 2020).

خودتنظیم گری افراد را در موقعیتی قرار می دهد که در مورد رویدادها افکار سالمی را داشته باشند، متناسب با فکر احساس متناسبی را تجربه کنند و متناسب با فکر و احساس قابل کنترل، رفتار مناسب و مطلوب موقعیت را از خود بروز دهند (آرئو[4] و همکاران، 2016). پژوهش نشان داده است زنانی از مهارت های خودتنظیم گری ضعیف تری برخوردار هستند، رفتارهای تکانشی بیشتری از خود بروز می دهند، از نظر هیجانی نوسان شدیدتری را تجربه می کنند و از نظر شناختی دچار خطاهای شناختی متعددی هستند (فراهانی [5]و همکاران، 2019).

اگرچه مهارت های خودتنظیم گری به منظور دستیابی به سطوح بالاتری از کیفیت زندگی برای همگان ضروری است، اما اطلاعات توصیفی به دست آمده از مطالعات متمرکز بر جنسیت نشان داده اند که به نظر می رسد در جمعیت عمومی زنان از سطوح پایین تری از مهارت های خودتنظیم گری برخوردار هستند(سرینو و همکاران، 2017).

در تفسیر این نتیجه پژوهشی امده است که بافتار فرهنگی و اجتماعی که زنان در آن زندگی می کنند، بر میزان خودتنظیم گری آن ها اثرگذار می باشد، برای مثال از آن جا که فرهنگ بیش از زنان بر کارکردهای عملی مردان تاکید دارد و کلیشه های مفید بودن و اعتماد به نفس در مردان را پرورش می دهد، از دوره های ابتدایی رشد روانی اجتماعی، دختران انگیزه ای برای بهبود مهارت های خودتنظیمی ندارند و این بی انگیزگی در والدین دختران هم مشاهده می شود (آرئو و همکاران، 2016).

در تفسیری دیگر آمده است که زندگی زنان در طول دوره های مختلف رشدیف بیش از مردان دارای رویدادهای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل می باشد و در میان به سه عمال بارداری و زایمان، قاعدگی و نگرش جامعه به زن بودن اشاره شده است (فراهانی و همکاران، 2019).

در تائید اثرگذاری اطرافیان مهم فرد در شکل گیری خودتنظیم گری گزارش شده است که آموخته های اکتسابی زمینه را برای پیش داوری های قبل از اقدام فراهم می کنند، پیش داوری ها و شناخت واره های قبل از شکل گیری رفتار، اقدام عملی را تحت تاثیر قرار می دهند و در نهایت خودارزیابی های فرد در مورد عمل خودش بهبود خودتنظیم گری را تعیین می کند، بدین ترتیب، آموخته های بر آمده از شناخت های اطرافیان مهم می تواند شناخت فرد را پیش از رفتار تعیین کرده و رفتار شکل گرفته پس از خودارزیابی شکل گیری، رشد، بهبود و یا توقف رشد خودتنظیم گری را تعیین می کند (سرینو و همکاران 2017).

خودتنظیم گری

 

همچنین گزارش شده است که سطح پایین مهارت های خودتنظیم گری، می تواند میزان گرایش به عمل و یا اجتناب از عمل رفتاری را در فرد تعیین نماید، هر چقدر که سطح مهارت های خودتنظیم گری پایین تر باشد، اجتناب فرد از اقدامات عملی در حل مسائل واقعی پیش آمده کاهش پیدا می کند و به مرور زمان زمینه برای شکل گیری نشانه های بالینی روانشناختی فراهم می شود، شایع ترین نشانه های بروز پیدا کرده در این شرایط، اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی و اختلالات روان تنی می باشد (تیراباسی[6] و و همکاران، 2017).

در مدل پیشنهادی اشاره شده است که با استفاده از بهبود مهارت های خودتنظیم گری می توان از شکل گیری، بروز، تشدید و مزمن شدن نشانه های بالینی روانشناختی طبق مدل مفهومی پیشنهاد شده جلوگیری به عمل آورد (پیمنتا [7]و همکاران، 2020).

خودتنظیم گری

 

در پژوهشی دیگر به روشنی در مورد اثرگذاری عوامل اجتماعی مانند تعامل اجتماعی و همرنگی اجتماعی بر مهارت های خودتنظیم گری فرد مورد بررسی قرار گرفته است، در این پژوهش اورده شده است که دانش اکتسابی افراد و تجربیات ناشی از رویدادهای واقعی دنیایی بیرونی می تواند نگرش افراد در مورد خودسان را تحت تاثیر قرار دهد، و از آن جا که خودتنظیم گری تحت تاثیر خودارزیابی های شخصی فرد از اعمال پیشین خودش می باشد، ضعف و قوت مهارت های خودتنظیم گری تحت تاثیر روابط اجتماعی معنی دار قرار می گیرد (شاو[8]، 2019).

 

خودتنظیم گری

 

Grabbe, L., Higgins, M., Jordan, D., Noxsel, L., Gibson, B., & Murphy, J. (2020). The Community Resiliency Model®: a Pilot of an Interoception Intervention to Increase the Emotional Self-Regulation of Women in Addiction Treatment. International Journal of Mental Health and Addiction, 1-16.

Aree-Ue, S., Roopsawang, I., & Belza, B. (2016). Self-regulation in older Thai women with self-reported knee osteoarthritis: A path analysis. Journal of women & aging28(3), 247-258.

Crino, N., Touyz, S., & Rieger, E. (2017). How eating disordered and non-eating disordered women differ in their use (and effectiveness) of cognitive self-regulation strategies for managing negative experiences. Eating and Weight Disorders-Studies on Anorexia, Bulimia and Obesity, 1-8.

Tirabassi, C. K., Caraway, S. J., & Simons, R. M. (2017). Women’s behavioral responses to sexual aggression: The role of secondary cognitive appraisals and self-regulation. Violence against women23(14), 1689-1709.

Farhanghi, Z., & Ghahari, S. (2019). The effect of positive psychology on dysfunctional attitudes and emotional self-regulation in addicted women; a positive approach. Negative Results in Clinical and Experimental Studies3.

Pimenta, F., Ramos, M. M., Silva, C. C., Costa, P. A., Maroco, J., & Leal, I. (2020). Self-regulation model applied to menopause: a mixed-methods study. Climacteric23(1), 84-92.

Shaw, C. (2019). The Consequences of Individual-and GroupBased Social Exclusion on Women’s Self-Regulation of Unhealthy Eating.

[1] Aree-Ue, S., Roopsawang, I., & Belza, B

[2] Crino, N., Touyz, S., & Rieger, E

[3] Grabbe, L., Higgins, M., Jordan, D., Noxsel, L., Gibson, B., & Murphy, J

[6] Tirabassi, C. K., Caraway, S. J., & Simons, R. M

[7] Pimenta, F., Ramos, M. M., Silva, C. C., Costa, P. A., Maroco, J., & Leal, I

[8] Shaw, C

 

نویسنده: دکتر نادر اباذری

مشاهده بیشتر

دکتر مریم حسینی

دانشجوی دکتری روانشناسی عاشق روانشناسی و یادگیری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا