خودگویی چیست و چه تاثیراتی دارد؟

خودگویی

به گفته هایی اطلاق می گردد که فرد در ذهن خودش با صدای بلند یا بدون صدا به خودش می گوید (ون رالت [1]و همکاران، 2016). در تعریف دیگری از خودگویی آمده که خودگویی یک گفت و گوی درونی است که فرد برای تعیین موقعیت ها و ارتباط با خودش به کار می بندد (هتزیگورگیادیس[2] و همکاران، 2017).  خودگویی می تواند فکر، رفتار و هیجان فرد را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار دهد، به عبارت دیگر مهم ترین تاثیری که خودگویی در شخص به وجود می آورد خودتنظیم گری می باشد (فوکوکا[3] و همکاران، 2017).

خودگویی ها این قابلیت را دارند که محتوای مثبت یا منفی داشته باشند و با توجه به کیفیت مثبت یا منفی خودگویی، رفتارها برانگیخته و یا بازداری می شوند (هتزیگورگیاتیس و همکاران، 2017). در متون علمی روانشناسی، خودگویی با نام های مختلفی همچون خودبیانی، خوددستوری، گفتار درونی معرفی شده است (ون رالت و همکاران،2016).

خودگویی ها اگر دارای محتوای مثبتی باشند می توانند کارکردهای اجرایی فرد را بهبود بخشند، سطح تنش را کاهش دهند، اعتماد به نفس را بیشتر کنند و به طور کلی کیفیت زندگی را ارتقا بخشند (ون رالت و همکاران، 2016). همچنین خودگویی می تواند فرآیندهای شناختی را در جهت کاملا مشخصی ساماندهی کند (فوکوکا و همکاران، 2017).

یکی از مهم ترین کارکردهای انسان در زندگی روزمره، کارکرد سازش با محیط خویشتن می باشد که از دستاوردهای رشدی تحولی در فرآیند رشد نیز می باشد، در همین راستا باید به این نکته توجه داشت که خودگویی کردن در دستیابی به سازش با محیط اهمیت بسیار زیادی دارد (اوشر، 2004).

خودگویی در زندگی روزمره انسان ها به قدری اهمیت دارد که در برخی مطالعات اشاره شده است که خودگویی های منفی به تنهایی و در غیاب دیگر علت های شناسایی شده، می توانند علامت های اختلالات خلقی به خصوص افسردگی اساسی را به وجود آورند (سعودی و همکاران، 2020).

خودگویی کردن انتظارات خاصی را در ذهن به وجود می آورد و فکر و هیجان و رفتار را جهت دهی می کند، از این رو در یادگیری مشاهده ای به طور معنی داری اثرگذار است، چرا که در مرحله اجرای رفتارهای مشاهده شده، خودگویی ها می توانند تضمین کننده اجرای درست رفتار تقلید شده باشند (سعودی[4] و همکاران، 2020). خودگویی ها در ارتباط مستقیم با نگرش های فرد هستند از این رو خودگویی ها همان طور که می توانند در جهت شناسایی و سازش با واقعیت به کار بسته شود، این امکان را دارند که فرد را از واقعیت دنیای بیرونی دورتر سازند (هتزیگورگیاتیس و همکاران، 2017). از همین روست که به منظور تغییر و اصلاح در خودگویی ها به ناچار باید از تغییر در نگرش در مورد موضوع خاص بهره برد (فوکوکا و همکاران، 2017).

همان طور که در مدل مفهومی زیر آورده شده است، خودگویی ها با استفاده از فرآیندهای روانی می توانند جهت رفتارهای عملی را تعیین کنند، بدین ترتیب که خودگویی ها با واسطه توجه و میزان انگیزش می توانند واکنش فعال یا منفعل فرد در قبال یک رویداد را جهت دهی کنند (ون رالت و همکاران، 2016).

 

خودگویی

 

خودگویی های منفی از چهار روش به وجود می آیند (هتزیگورگیاتیس و همکاران، 2017):

  • شخصی سازی کردن:

متهم ساختن خویشتن در مورد همه موضوعات

  • بزرگ نمایی:

توجه انتخابی به همه جنبه های منفی یک موقعیت و نادیده گرفتن همه ابعاد مثبت همان موقعیت

  • فاجعه پنداری:

انتظار کشیدن برای بدتر شدن وضعیت در همه موقعیت ها در حالی که هیچ گونه دلیل و یا شواهدی در تائید بدتر شدن وجود نداشته باشد

  • رویکرد دو قطبی:

اتخاذ رویکرد صفر و صدی و یا سیاه و سفیدد که باعث می شود هیچ گونه درجه بندی و یا طبقه بندی برای شدت رویدادها وجود نداشته باشد.

خودگویی ها از دو طریق می توانند شدت سندروم پیش از قاعدگی را تحت تاثیر قرار دهند، اول اینکه ارتباط مستقیم بین خودگویی ها با نگرش در مورد قاعدگی وجود دارد، دوم اینکه خودگویی ها می توانند سطح تنش تجربه شده را افزایش دهند، که به تبع افزایش سطح اضطراب، شدت سندروم پیش از قاعدگی افزایش پیدا می کند (کیمیایی و همکاران، 2016). از همین رو در مطالعه نشان داده شده است که جهت مدیریت سندروم پیش از قاعدگی می توان از اصلاح خودگویی های منفی در مورد قاعدگی و همچنین از بین بردن انقباض های تنشی بدن، سندروم پیش از قاعدگی را به طور معنی داری تسکین داد (اوشر، 2004).

در زمینه اثرگذاری مدیریت خودگویی ها بر شدت سندروم پیش از قاعدگی تائید شده است که مداخله در خودگویی های منفی در مورد قاعدگی می تواند به اندازه آموزش و کاربرد مداوم تن آرامی پیش رونده مفید و اثرگذار باشد (کیمیایی و همکاران، 2016). پژوهش نشان داده است که برخی زنان نسبت به نوسان های هورمونی یکسان، حساسیت بیشتری نشان می دهند و به تبع این حساسیت شدت تجربه شدت سندروم پیش از قاعدگی در آن ها افزایش پیدا می کند، در همین راستا گزارش داده شده است که حساسیت نسبت به نوسان های هورمونی می تواند تحت تاثیر خودگویی های منفی زنان در مورد قاعدگی و نشانه های پیش از قاعدگی باشد (اوشر[5]، 2008).

 

Ussher, J. M. (2004). Premenstrual syndrome and self-policing: Ruptures in self-silencing leading to increased self-surveillance and blaming of the body. Social Theory & Health2(3), 254-272.

Kimiyaee Asadi, F., Jadidian, A. A., & Aslani, J. (2016). The effect of relaxation and positive self-talk on symptoms of premenstrual syndrome. Avicenna Journal of Neuro Psycho Physiology3(2), 48-53.

Ussher, J. M. (2008). Challenging the positioning of premenstrual change as PMS: The impact of a psychological intervention on women’s self-policing. Qualitative research in psychology5(1), 33-44.

Suaidi, M. T., Wong, P. K., Mohd Tahir, N. A., & Chua, E. W. (2020). Community Pharmacists’ Knowledge, Attitude, and Practice in Providing Self-Care Recommendations for the Management of Premenstrual Syndrome. Medicina56(4), 181.

Fukuoka, M., Hamada, Y., Fujikawa, M., Hatanaka, S., & Yasui, T. (2017). Premenstrual symptoms in young students and in their mothers at their ages.

Van Raalte, J. L., Vincent, A., & Brewer, B. W. (2016). Self-talk: Review and sport-specific model. Psychology of Sport and Exercise22, 139-148.

Hatzigeorgiadis, A., & Galanis, E. (2017). Self-talk effectiveness and attention. Current opinion in psychology16, 138-142.

[1] Van Raalte, J. L., Vincent, A., & Brewer, B. W

[2] Hatzigeorgiadis, A., & Galanis, E

[3] Fukuoka, M., Hamada, Y., Fujikawa, M., Hatanaka, S., & Yasui, T

[4] Suaidi, M. T., Wong, P. K., Mohd Tahir, N. A., & Chua, E. W

[5] Ussher, J. M

 

نویسنده: دکتر نادر اباذری