پنج راه برای مقابله با شکست

5 راه برای مقابله با شکست

بیشتر ما انسان های عمل هستیم. ولی شکست یکی از واقعیت های زندگی است که ممکن است هر کسی با آن روبرو شود. تصویری منفی از موفق و پیروز نشدن نداشته باشید ! مقابله با شکست

در واقع شکست می تواند به عنوان نیرویی محرک برای رشد باشد. اگر به دستاورد های بزرگ افراد دقت کنیم می بینیم که همه آنها در راه رسیدن به این دستاورد عظیم، عدم موفقیت های زیادی تجربه کرده اند. اما هنوز، ما از موفق نشدن می ترسیم و از آن وحشت داریم و زمانی که اتفاق می افتد باید آن را محکم نگه داریم. ما قدرت احساسات خود را در اختیار شکست قرار می دهیم و افسار جلو یا عقب رفتن خود را در اختیار آن قرار می دهیم. برخی از ما بعد از شکست، احساس درد و شرم زیادی داریم که تلاش می کنیم از اتفاق افتادن آن جلوگیری کنیم.

سوال اینجاست :

چرا رها شدن، بخشیدن خود و حرکت کردن به سمت جلو اینقدر سخت و دشوار است؟ و چگونه می توانیم شکست و ترس از آن را از خودمان دور کنیم؟

راه های مقابله با شکست

در این مقاله چند راهکار برای شما ارائه شده است که توجه شما را به خواندن این مطلب مفید جذب می کنم:

  1. آن را زیادی شخصی نکنید. باید شکست را از هویت و شخصیت خود جدا کنید. اگر شما هنوز راهی موفق برای انجام کاری پیدا نکرده اید، به این معنی نیست که شما موفق نشده اید.

با این وجود برخی از ما مرز بین هویت و شکست را از بین می بریم و این می تواند عزت نفس و اعتماد به نفس ما را خراب کند. مردی 21 ساله در تجارت خود موفق نشد. سال بعد در یک مسابقه قانون گذاری نیز شکست خورد. باز در سن 24 سالگی دچار سقوط تجاری شد و در 26 سالگی نامزدش را از دست داد که توانست بر مرگ او غلبه کند. وقتی که به سن 27 رسید، دچار شکست عصبی شد.

در 34 سالگی اش یک مسابقه کنگره و در سن 45 سالگی اش مسلبقه سنتوری برگزار شدند که آنها را از دست داد و در سن 47 سالگی نتوانست مقام معاون رئیس جمهوری را از آن خود کند. باز در سن 49 سالگی مسابقه سناتوری را از دست داد و در نهایت در سال 52 سالگی توانست به مقام رئیس جمهوری ایالت متحده آمریکا برسد و این شخص بزرگ کسی نیست جز آبراهام لینکلن !

او اجازه نداد که عدم موفقیت هایش شخصیت اش را تعریف کنند و برای رسیدن به مقامی بزرگ دست از مبارزه کردن بر نداشت.

  1. حساب کنید، یاد بگیرید و سازگار شوید. با کنجکاوی به شکست نگاه کنید تا بتوانید خشم، نا امیدی، حسرت و سرزنش را به حالت تعلیق در بیاورید.

این سوالات را از خود بپرسید:

چرا من موفق نمی شوم؟ چه چیزی نتیجه بهتری برای من دارد؟ آیا پیروز نشدن از عهده من خارج بوده؟ بعد از جمع آوری حقایق، چه چیزی یاد گفتم؟

بهتر است به نحوه استفاده از این بینش جدید بیشتر دقت کنید.

به عنوان مثال ادیسون  10 هزار بار در حالی که لامپ را اختراع می کرد موفقیتی به دست نیاورد.

برادران رایت آنقدر روی نمونه های ناموفق اولیه هواپیماها کار کردند تا سرانجام با تلفیق آموخته های خود به یک دستاورد عظیم دست پیدا کردند.

  1. دست از کار بکشید. اگر نسبت به شکست وسواس هستید، باید بدانید که این نتیجه را تغییر نخواهد داد و فقط منجر به تشدید نتیجه خواهد شد. این وسواسیت می تواند شما را در یک حلقه عذاب احساسی گیر بیندازد و شما را از ادامه حرمت باز دارد. شما قادر به تغییر گذشته نیستید، اما می توانید آینده را تغییر دهید. بهتر است هر چه سریعتر گامی مثبت بردارید و افکار منفی و انحصار طلب را پشت سر بگذارید.

دون شولا موفق ترین مربی لیگ NFL است که بیشترین رکورد ها را کسب کرده است. شولا یک قانون به نام “قانون 24 ساعته” داشت. طبق این قانون، او به جای اینکه به گذشته است بپردازد به آینده نگاه می کرد. این مربی به خودش، کارمندان و بازیکنان اجازه داد تا به مدت 24 ساعت برای یک پیروزی یا یک شکست جشن بگیرند. در این 24 ساعت آنها عمیقا این شکست یا پیروزی را احساس می کردند. روز بعد خود برای چالش بعدی آماده می کردند.

فلسفه این کار این بود که اگر در عملی شکست و پیروزی های خود را ببینیم و احساس کنیم، در نتیجه به مدت طولانی عملکرد بهتری خواهیم داشت.

 

  1. نیز به تایید را از خود دور کنید. بسیاری از افراد از این میترسند که اگر شکست بخورند، مورد قضاوت و عدم احترام دیگران قرار می گیرند. اغلب ما انسان ها به راحتی تحت تاثیر آنچه مردم می گویند قرار می گیریم. اما به یاد داشته باشید که این زندگی شماست، نه زندگی آنها !

آنچه دیگران درباره شما می دانند، ضرورتا همان چیزی نیست که درباره شما درست باشد.

اگر به نظرات دیگران قدرت دهید، اشتیاق و اعتماد به نفستان خدشه دار می شود و توانایی شما در رسیدن به موفقیت ضعیف می شود.

اپرا وینفری از اولین کار تلویزیونی اخراج شد زیرا دیگران بر این باور بودند که “او برای تلویزیون مناسب نیست.” اولین کار واتسون کینگت وسط 30 ناشر رد شد. والت دیزنی از کار روزنامه ای خود اخراج شد زیرا “فاقد قدرت تخیل و ایده پردازی خوب بود.” وینستون چرچیل در کلاس ششم رد شد. جری ساینفیلد با با اولین کمدی که اجرا کرد از صحنه اخراج شد. سویچیرو هوندا توسط یک کارمند در شرکت تویوتا موتور رد شد و او بیکار شد تا اینکه به عنوان یک مهندس شروع کرد به ساخت اسکوتر در گاراژ خود و در نهایت شرکت موتور هوندا را تاسیس کرد.

  1. دیدگاه و نظریه جدیدی امتحان کنید. متاسفانه همه ما انسان ها طوری تربیت شده ایم که یک نگرش ناسالم نسبت به شکست داریم. بهترین کار این است که دیدگاه اعتقادی خود را عوض کنیم مثلا با خود بگویید: “اگر من موفق نشدم، الزاما به این معنا نیست که من احمق، ضعیف و ناتوان هستم.” “اگر من شکست بخورم، یک قدم به موفقیت نزدیک تر می شوم و من با هوشی که دارم از این شکست تجربه زیادی کسب کرده ام.”

پیدا کردن داستان موفقیت تاریخی یا جدیدی که شکستی پشت سر آن وجود نداشته باشد، خیلی سخت است. اگر از کسانی که در کار های خود موفق زیادی کسب کردند بپرسید، آنها به شما خواهند گفت که شکست نقش مهمی در پیروزی آنها داشته است. تنها فرق آنها با افراد عادی در این است که تسلیم نشدند.

مایکل جردن میگوید:

“من در کارنامه ورزشی خود بیش از 9000 بار شوت از دست داده ام و تقریبا 300 بازی از دست داده ام. در 26 بازی که من قرار بود به عنوان برنده شلیک کنم، از دست دادم. من در طول زندگی بارها و بارها شکست خوردم و به همین دلیل الان موفق شده ام.”