کنار آمدن با افراد سرسخت

کنار آمدن با افراد سرسخت

1. خلع سلاح منفی بودن افراد سرسخت

این ایده برمی گردد به مطالبی که در قسمت بالا ذکر کردم. باید بدانید که دوست افسرده شما تا زمانی که اجازه دهید حق غر زدن درباره بی عدالتی های زندگی را دارد. سپس بخشی از شما احساس می کند که باید نقش یک روانپزشک آماتور را بازی کنید.(افراد سرسخت)

او را وادار کنید که صحبت کند و این می تواند به او کمک کند تا دیدگاه خود را به سمت مثبت نگری تغییر دهد.(افراد سرسخت)

حتما باید به یاد داشته باشید که که نمی توانید همه روش های دلسوزانه حضوری خود را طی یک تماس تلفنی انجام  دهید. در واقع دوست شما باید بخواهد که تغییر کند !(افراد سرسخت)

شما نمی توانید برای ساعت های طولانی دلسوزانه به حرف هایش گوش دهید، اما بهتر است برای مدت کوتاهی هم که شده به حرف هایش گوش دهید تا او بتواند برای چند لحظه هم که شده روی یک نقطه مثبت فکر کند.

حتی می توانید به یاد آوری کنید که امروز چه روز قشنگ و زیبایی برای پیاده روی است.

سعی نکنید که تمام مشکلاتش را حل و برطرف کنید، فقط نقش یک کمک کننده داشته باشید.

2. تعدیل پاسخ احساسی خود

افراد سرسخت با منفی نگری معمولا سراغ کسانی میروند که واکنش شدیدی نشان میدهند. افرادی که به راحتی دلسوزی می کنند یا خشمگین و آزرده می شوند. به نظر من این نقطه روشنی برای دنیای تاریک درون آنهاست و این حسی است که به آنها نشان می دهد که در خشم و غم خود تنها نیستند.

افراد عملکرد را بیشتر از گفته ها به یاد می آورند. اگر در شرایط زندگی احساسی عمل کنید، در واقع به آنها می آموزید که برای واکنش به شما وابسته شوند. واکنش نشان دادن سخت است، زیرا ما انسان هستیم و این کار ارزش تمرین دارد.

زمانی که دلسوزانه گوش می دهید، تا جایی که امکان دارد با یک واقعیت ساده به افراد سرسخت پاسخ دهید و اگر با افراد بی ادب یا عصبانی سر و کله می زنید، ممکن است موضوع را به بحثی غیر مرتبط تغییر دهید مثلا از او بپرسید که آیا امشب قصد دیدن فیلم “رقص با ستاره ها” دارد یا خیر؟

3. از او سوال کنید که چه چیزی باعث می شود که او از این حالت خارج شود.

اغلب شما از رابطه با افراد سرسخت تجربه هایی یاد می گیرند.

بیایید با خودتان صادق باشید !

از خودتان بپرسید که آیا برای احساس نیاز خود، سعی در کمک به این افراد دارید؟ آیا برای حفظ رابطه این کار را انجام می دهید؟ آیا شما در انجام این کار هیچ سهمی دارید؟

با پرسیدن این سوالات از خود می توانید نحوه پاسخ را تغییر دهید و تمام اتفاقات را کنترل کنید. شما نمی توانید کسی را مجبور کنید که متفاوت فکر کند یا احساسی رفتار کند. تا جایی که امکان دارد مهربان باشید و مبارزه کنید، ولی واقعیت را تغییر ندهید.

تنها چیزی که اجازه کنترلش را دارید، افکار و اعمال خودتان است. پس تمام تلاش خود را انجام دهید تا بدون آسیب به خودتان بتوانید به دیگران کمک کنید.

4. اعداد را به خاطر بسپارید.

چیزی که تحقیقات نشان می دهد این است که میزان استرس و بیماری در افراد سرسخت و منفی نگر بالاتر است. وضعیت سلامتی روانی نقش زیادی در سلامت جسمانی افراد دارد. اگر کسی زندگی را به کام اطرافیانش سخت می کند، مطمئن باشید وضع زندگی خودشان از همه بدتر است.

و این چه واقعیت دردناکی است که فردی در درون خود از دردی رنج میبرد و برای رسیدن به آرامش  این درد را به اطرافیان خود نیز منتقل کند. زمانی که به خود یادآور می شوید که افراد سرسخت چقدر رنج میبرند، تمرکز خود را بر روی به حداقل رساندن  این منفی نگری می گذارید.

5. بعضی اوقات باید این کنار آمدن با افراد سرسخت را شخصی بگیرید.

عقل می گوید که نگام رویارویی با افراد منفی نگر نباید برخی چیز ها را شخصی بگیرید. شاید فکر کنید که قضیه کمی پیچیده شده است. اگر نمی توانید همه چیزهایی که یک فرد نسبت به شما می گوید، بنویسید این نشان دهنده بی احساسی یا بی تدبیری آن شخص نیست. تا جایی که امکان دارد نظرات افراد را بخاطر یادگیری و کسب تجربه ارزیابی کنید.

باید قبول داشته باشید که شما صلاحیت بروز احساسات بیش از حد را ندارید و ایده های اطرافیان را صرفا برای کسب تجربه بسنجید. من خودم یکی از مفید ترین درس هایی که در طول زندگی آموخته ام مربوط به افراد نادرست زندگی ام بودند.

6. کمتر واکنش نشان دهید، بیشتر عمل کنید.

خیلی از ماها صبر می کنیم تا کسی عصبانی یا افسرده شود، سپس اقدام به عمل می کنیم. اگر در بین اطرافیانتان کسی را میشناسید که در حال کنار آمدن با افکار یا احساساتی دشوار است، منتظز یک موقعیت برای کمک به او نباشید !

برای انجام کار خوب به افراد سرسخت تعارف کنید. لحظاتی که آنها در آن احساس شادی و رضایت می کردند برایشان یادآور شوید. شما بیشتر باید این افراد را بالا ببرید و این می تواند به کاهش درد آنها کمک کند.

7. حفظ رابطه بر اساس واقعیت

من همیشه می خواهم که دوستم مثبت تر فکر کند. من مداوم خودم را در موقعیت هایی قرار می دهم که دوستم احساس بدی داشته باشد زیرا من می خواهم به او کمک کنم و او به خوشبختی برسد.

اخیرا یاد گرفته ام که به او بگویم او را همانطور که هست قبول دارم و برای خوشبخت شدنش به توانایی اش اعتقاد دارم، سپس به او فرصت انتخاب میدهم. در نهایت مکالمه ما به آرامی تمام می شود. امیدوارم که او روزی بخواهد که تغییر کند و تنها کاری که من می توانم تا آن موقع انجام دهم این است که او را دوست داشته باشم.

همه ما برای یک بار که شده با افراد سرسختی روبرو می شویم. به جای جبهه گرفتن، بحث کردن و عصبانی شدن بهتر است راهکارهایی بیاموزید که بتوانید با این افراد کنار بیایید بدون اینکه هیچ آسیب و صدمه ای به روح و جسم طرفین وارد شود. پس بیایید یک روانپزشک آماتور باشیم.