روانشناسی مشاوره

۶ نشانه سبک کنترل برای تربیت فرزند و عواقب آن

۶ نشانه سبک کنترل برای تربیت فرزند و عواقب آن

برای تربیت کودک سبک های مختلفی وجود دارد که متاسفانه سبک کنترل به عنوان یکی از رایج ترین انواع سبک های تربیت کودک شناخته شده است. اغلب والدین به جای اینکه سعی در کنترل خود داشته باشند، تمام تلاش خود را بر مبنای آنچه که در فکرشان است، انجام می دهند. سبک کنترل می تواند به والدین حس اقتدارگری دهد و آنها با رفتاری اقتدار آمیز سعی دارند هر حرکت کودک خود را کنترل کنند. روش هایی که در این سبک استفاده می شود می تواند نیازهای واقعی کودک را به درک صحیح نرسانند. کنترل کودک

در این مقاله قصد داریم شما را با انواع نشانه های سبک کنترل آشنا کنیم.

نشانه های سبک کنترل کدامند؟

  1. انتظارات غیر واقعی و شکست در کار

در این نشانه کودک از استاندارد های غیر منطقی، ناسالم و غیر قابل دستیابی برخوردار است که همه این موارد برای والدین اقتدارگر آنها غیر مجاز است. به عنوان مثال پدر شما می گوید که کاری انجام دهید، اما هرگز از نحوه انجام آن کار سخنی نمی گوید. حالا اگر شما این کار را درست و صحیح انجام ندهید، پدر از دست شما عصبانی می شود.

غالبا کودکان روی مود شکست تنظیم می شوند و والدین هر کاری را بدون فکر کردن به عواقب آن انجام می دهند. مثلا در یک روز بارانی مادرتان از شما می خواهد که به فروشگاه محله ای بروید و ماده غذایی تهیه کنید، زمانی که شما مرطوب به خانه بر میگردید، او ناراحت می شود.

  1. قوانین و مقررات یک جانبه و غیر منطقی

در سبک کنترل، والدین به جای اینکه وقت خود را صرف مذاکره، گفتگو، توضیح مسائل و تنظیم اصولی خاص برای اعضای خانواده و فرزندان کنند، اقدام به قانون گذاری سختگیرانه می کنند. این مسئله می تواند برای کودکان نامعقول و غیر اصولی باشد.

والدین از جملات زیر زیاد استفاده می کنند.

  • « – برو اتاقت رو تمیز کن !

+ اما چرا؟

  • چون من اینو میگم !»
  • « – سیگار نکش !

+ اما پدر شما خودت هم سیگار میکشی !

  • با من بحث نکن ! آنچه من می گویم انجام بده و از من تقلید نکن. »
  1. استفاده از مجازات و رفتار های کنترل کننده

زمانی که کودک توانایی انطباق ندارد و یا نمی تواند خودش را با انتظارات والدین انطباق دهد نتیجه چه می شود؟

تحت کنترل و مجازات والدین قرار می گیرد. اغلب والدین بدون هیچ توضیحی و با گفتن جملاتی مثل “من پدرت هستم !” یا “تو بدی” اقدام به مجازات می کنند.

رفتار های کنترل کننده و مجازات والدین دو نوع است.

اول : رفتاری آشکار و فعال که شامل توان جسمی، داد زدن، حمله به حریم خصوصی، تهدید، محدود کردن و ایجاد ترس است.

دوم: رفتاری پنهان یا منفعل که شامل طعنه، شرمسار کردن، سرزنش و غیره است.

بنابراین کودکانی که تحت سبک کنترل تربیت می شوند، مجبورند خود را با قوانین انطباق دهند و اگر در رعایت اصول شکست بخورند به دلیل نافرمانی کردن، مورد مجازات والدین قرا

  1. هیچ گونه همدلی، مراقبت و احترامی دیده نمی شود.

کودکانی که در محیط های اقتدارآمیز و طبق سبک کنترل تربیت می شوند، به جای اینکه آنها را به عنوان یک انسان برابر ببینند، در واقع به عنوان یک زیر دست در خانواده پذیرفته می شوند. در عوض والدین و بقیه اعضای بزرگتر خانواده به عنوان مافوق تلقی می شوند. کودکان حتی اجازه ندارند این برتری والدین را به چالش بکشند و از آنها سوال کنند که در نهایت منجر به عدم ایجاد همدلی، احترام، صمیمیت و مراقبت می شود.

تعداد کثیری از والدین توانایی برآورده کردن نیاز های اساسی و جسمی کودک مانند غذا، لباس و سرپناه را دارند. اما از نظر عاطفی بسیار ضعیف عمل می کنند. شاید برخی از آنها به دلیل احساس خودپسندی و خودخواهی که دارند این کمبود محبت و عاطفه را در کودکان بوجود می آورند. زمانی که یک کودک تنبیه می شود بازخوردی از خود نشان می دهد که این بازخورد می تواند به ارزش و هویت اش آسیب برساند.

  1. تعویض نقش ها

چیزی که بر همه روشن است این است که والدین که از سبک کنترل برای تربیت کودک خود استفاده می کنند، دچار خودشیفتگی شدیدی هستند و آگاهانه یا ناخودآگاه اعتقاد دارند تنها هدفی که کودکان باید دنبال کنند تامین نیاز های والدین است و نه بالعکس.

والدین به کودکان به عنوان یک شئ یا دارایی نگاه می کند که هدفش تامین نیاز ها و خواسته های آنهاست. بنابراین در برخی خانواده ها کودکان باید به اجبار در نقش پدر و مادر باشند و والدین در نقش کودک !

و این است تعویض نقش در سبک کنترل !

این تعویض و تغییر نقش برای کودکانی است که مجبورند نقش والدین و دیگر اعضای بزرگتر خانواده را اجرا کنند و حتی تامین نیاز های عاطفی، جسمی، اقتصادی، مراقبت و حتی جنسی والدین نیز از آنها انتظار میرود. اگر کودکی توانایی یا مشتاق انجام این کار را نداشته باشد، به شدت تحت مجازات و بدگویی والدین قرار می گیرد.

  1. نفوذ به وجود و احساسات کودکان

والدین اقتدارگر در سبک کنترل کودکان را وابسته به خود تربیت می کنند. آنها کودکان را به عنوان یک انسان جداگانه، مستقل و فردی نمی بینند. این نشانه از سبک کنترل می تواند تاثیرات منفی بر عزت نفس، فردیت و شایستگی کودک بگذارد. والدین بر این باورند که رفتار کودکان به گونه ایست که نمی تواند با منافع آنها مطابقت داشته باشد و در نهایت آنها را برای زندگی کردن حقیر می شمارند. والدین معتقدند که تنها آنها می دانند که چه چیزی برای کودک خوب است و چه چیزی بد !

اگر کودک به سنی برسد که توانایی تصمیم گیری برای خود داشته باشد، این وابستگی می تواند مانع از انجام تصمیمات شود. در نهایت رشد کودک متوقف می شود زیرا کودک هرگز نتوانسته است برای خود مرز ها، مسئولیت های شخصی و احساس هویت ایجاد کند.

اگر والدین به کودکان خود اجازه قوی، خودکفا و شایسته بودن ندهند، در نتیجه کودکان به خانواده بیشتر گره می خورند و مجبورند نیاز های آنها را برطرف کنند. چنین کودکی اگر بخواهد در هر موقعیت از زندگی اش تصمیمی بگیرد یا رابطه ای برقرار کند، دچار مشکل می شود. غالبا کودکان از مشکلاتی مانند بلاتکلیفی، دلبستگی بیش از حد، کمبود اعتماد به نفس و سایر مشکلات عاطفی رنج می برند.

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
error: اخطار: مطالب این سایت محافظت شده است !!